منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٣
١. در لغت عرب درخواست اصرار آميز را «راود» مى گويند. اين واژه حاكى است كه همسر عزيز بر درخواست خود بسيار پافشارى نمود; امّا به خاطر عفت بيان از بازگويى موارد اصرار كه همان كام گيرى مى باشد خوددارى مى كند.
٢. هرگز نام اصرار كننده را نمى برد و نمى گويد: زليخا يا همسر عزيز از او درخواست مصرانه كرد; بلكه او را با جمله (الّتى هو فى بيتها)معرفى مى كند; يعنى بانويى كه يوسف در خانه او بود و از طريق تسلطِ اصرار كننده بر يوسف و اين كه او پيوسته در چنگال آن بود، به استقامت فوق العاده يوسف اشاره مى كند.
٣. جمله (و غلقت الأبوابَ) : «درها را بست» ترسيم كننده خلوتگاه عشق است; ولى نه به صورت صريح و آشكار.
٤. جمله(قالت هيت لك) : «بشتاب به سوى آنچه براى تو آماده شده است» آخرين سخنى است كه آن بانو براى رسيدن به آرزوى خود، به يوسف مى گويد. امّا چقدر سنگين و پر متانت، بى آن كه در آن تحريك باشد.همچنين است ديگر جمله هاى اين آيه و ديگر آيه هاى اين سوره كه در جاى جاى آن از متانت در بيان وعفت در سخن، كاملاً برخوردار است.
ج. سومين ويژگى داستان هاى قرآن كه زيربناى آثار تربيتى آن را تشكيل مى دهد، همان فزونى مايه هاى عبرت و درس هاى زندگى در سراسر داستان هاى آن است; چه بسا در يك سرگذشت مانند داستان يوسف، چهل درس عبرت است كه تنها به يك نكته اشاره مى كنيم:
دقت در اين سرگذشت ما را به يك اصل حساس كه از هر نظر مايه