منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٨
خدا به او فرمان داد تا با كمال رشادت و بى پروايى با پرستندگان ساخته دست بشر و اجرام آسمانى به بحث و مذاكره بپردازد و خوارى و بيچارگى معبودهاى آنان را بر ملا سازد.[١]
به او فرمان داد: يك تنه با بت پرستان به نبرد برخيزد و در روز خاصى وارد بتكده آنان گردد و تمام بت هاى آنان را بشكند. و در مقام بازجويى، از گفتن حقيقت باك نداشته باشد. و اگر او را به سوزاندن در ميان توده هاى آتش محكوم ساختند، حاضر و آماده شود.[٢]
به او فرمان داد: فرزند خود اسماعيل را به قربان گاه ببرد و او را در راه خدا سر ببرد و فرمان خدا را بر مهر پدرى مقدم دارد.[٣]
به او فرمان داد: زن و فرزند خود را در بيابان بى آب و علف رها سازد و خود راهى نقطه ديگرى گردد.[٤]
هر يك از اين دستورها، كمالى را در روح و روان او به وجود آورد و آن چنان در او عشق به كمال مطلق(خدا) پديدار ساخت كه در راه او، سر از پا نمى شناخت، و هر نوع خودخواهى را در خود كشته و سراپاگوش به فرمان او گشت و روح فرمان بردارى و تسليم در برابر تمام خواسته هاى او پيدا كرد.
يك چنين كمال (عشق به كمال مطلق و محو هر نوع خودخواهى) پيش از امتحان، در وجود ابراهيم به صورت قوه و زمينه وجود داشت به سان نوآموزى كه اگر به مدرسه برود دانشمند مى گردد; ولى تا مدرسه نرفته اين توانايى ها در
[١] سوره انعام /٧٦ـ٧٩.
[٢] صافات/٩٢ـ٩٧.
[٣] صافات/١٠٣ـ١٠٥.
[٤] ابراهيم/٣٧.