منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩١
در كام دادگران، از عسل شيرين تر است».[١]
از خصوصيات دادگرى و آزادى اين است كه تعريف و توصيف آن بسيار آسان و تحقق بخشيدن به آن مشكل است.
بسيارى از افراد مى توانند در زمينه عدالت مقاله ومقاله هايى شيوا بنويسند، و در تعريف و ستايش فردى واجتماعى آن سخن بگويند; ولى همين افراد هنگام به دست گرفتن مقامى، براى پياده كردن اصول آن از خود چهره اى بسيار ناتوان به نمايش مى گذارند..
از باب نمونه، اگر نظرى به سازمان ملل، شوراى امنيت، دادگاه لاهه، سازمان عفو بين الملل و سازمان هاى مشابه آن، بيفكنيم، مى بينيم همه اين ها كه براى پى ريزى عدالت در جامعه بشرى و احياى حقوق انسان هاى ضعيف و ناتوان به وجود آمده اند، ميان ادعا وعملشان فرسنگ ها فاصله است و همگى بى شك در سايه ابرقدرت ها حركت كرده و به قيام حق جويان در ملت هاى ناتوان، كم تر توجه مى كنند.
چهره كريه و ضد انسانى اين سازمان هاى فرمايشى در موضوع نبرد ايران وعراق يا تصرف لانه جاسوسى آمريكا در تهران، كاملاً ديده شد. و روشن گرديد آن چه براى اين گروه ها مطرح است، همان حفظ منافع ابرقدرت ها است و آن چه كه آنان ابداً درباره آن نمى انديشند، همان حفظ حقوق ملت هاى مستضعف وبه پا خاسته است.
شكى نيست كه سفير واعضاى سفارت از نظر حقوق اسلامى و بينالمللى از احترام خاصى برخوردارند و هرگز ملتى كه قرن ها تلخى ستم را
[١] سفينة البحار، ج٢، ص ١٦٦.