منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٨
جمله جز او الهى نيست را چاشنى آن مى كند; مثل :(... يا قَومِ اعْبُدُوا اللّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِله غَيْرُهُ ...) (اعراف:٥٩); «اى قوم خدا را بپرستيد چرا كه براى شما خدايى جز او نيست».
همين پيام در نُه جا يا بيشتر آمده است و براى دست يابى به آن ها مى توان سوره اعراف آيات ٦٥، ٧٣و ٨٥; هود آيات ٥، ٦١و ٨٤; انبياء آيه ٢٥; مؤمنون آيه ٢٣و٣٢ و طه ١٤ را ديد.
در هر حال، عبادت آن خضوع و تذللى است كه از اعتقاد به الوهيت سرچشمه مى گيرد و اگر چنين اعتقادى در كار نباشد، آن را عبادت نمى نامند.
نه تنها اين آيه و مضمون آن بر اين مطلب گواهى مى دهد، بلكه آياتى ديگر نيز بر اين حقيقت گواهى مى دهند; مانند:(اِنَّهم كانُوا إِذا قيلَ لَهُم لا إِلهَ إِلاّاللّه يَسْتَكْبِرُونَ)(صافات:٣٥) : «آنان كسانى هستند كه هرگاه به آنان گفته مى شود خدايى جز اللّه نيست، كبر مىورزند». يعنى به اين سخن اعتنا نمى كنند; زيرا به الوهيت موجودات ديگر معتقد مى باشند.
(أَمْ لَهُمْ إِلهٌ غَيرُ اللّهِ سُبحانَ اللّهِ عمّا يُشركُونَ) (طور: ٤٣): «آيا براى آن ها خدايى جز اللّه هست منزه است خدا از آنچه كه براى او شرك مىورزند».[١]
در اين آيه ملاك شرك اين شده است كه به الوهيت غير خدا معتقد گردند.
(اَلّذينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوفَ يَعْلَمُونَ) (فرقان: ٦٨) «آنان كه همراه خدا، خداى ديگرى قرار مى دهند، به زودى از نتايج اعمال خود آگاه مى شوند».[٢]
[١] به سوره هاى توبه آيه ٤٣، نحل آيه ٦٣ نيز مراجعه فرماييد.
[٢] حجر/٩٦.