منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢٥
سپس از «سارقه». آنجا كه مى فرمايد:(... اَلسّارِقُ وَ السّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيدِيَهُما...):«دست هاى مرد و زن دزد را ببريد» حال نكته اين تقدّم و تأخّر چيست؟!».[١]
پاسخ: از آن جا كه عامل اصلى در دزدى مرد است و سبب گرايش به زنا هم زنان بى بند وبار هستند قرآن آن جا كه از زنا سخن مى گويد، زن را جلوتر از مرد و آن جا كه از سرقت سخن مى گويد مرد را جلوتر از زن نام مى برد.[٢]
٢. در روشن شدن مقدار آلودگى جامعه عرب به فحشا، كافى است كه در داستان زير دقت كنيم:
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) براى فتح دژ طائف، دستور محاصره آن جا را داد، كوشش هاى سربازان اسلام براى گشودن اين دژ به نتيجه نرسيد و ارتش اسلام بدون پيروزى به مدينه بازگشت. سران طائف شورا كردند، سرانجام تصميم گرفتند كه به جامعه اسلامى بپيوندند; زيرا در منطقه اى كه توحيد سراسر آنجا را فراگرفته باشد ديگر براى شرك جايى باقى نمى ماند; سپس مردم طائف هيأتى را روانه مدينه كرده و پيامبر را از آمادگى خود براى پذيرش اسلام آگاه ساختند; ولى افزودند كه بايد پيامبر شروط آنان را بپذيرد. پيامبر فرمود: شما شروط خود را بنويسيد و نزد من بياوريد. نمايندگان ثقيف از على (عليه السلام) خواستند كه وى نامه آنان را تنظيم كند.
وقتى على (عليه السلام) از شروط آنان آگاه شد، از نوشتن نامه خوددارى كرد; آن گاه از خالد بن سعيد درخواست كردند كه وى نامه را بنويسد، على (عليه السلام) به خالد اعتراض كرد و گفت: مى دانى چه مى نويسى؟ وى گفت من درخواست
[١] مائده / ٣٨.
[٢] مجمع البيان، ج٩، ص ١٩٢، ط صيدا.