منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٧
در اين مدت دو داور كه هر يك برگزيده يك طرف بود درباره اين دو گروه رأى دهند.
وقتى كه قرارداد نوشته شد و مسأله «تحكيم» و داورى نمايندگان دو طرف به امضاى هر دو طرف رسيد همان گروهى كه على را تحت فشار قرار داده بودند كه به موضوع «حكميت» تن دهد، از كار خود پشيمان شدند و از امام خواستند كه پيمان خود را ناديده گرفته و جنگ و نبرد را آغاز كند. امام در پاسخ آنان گفت:
«وَيْحَكُمْ! أبعدَ الرضا والعهدِ نَرْجِعُ أو ليس اللّه يقول(أَوفوا بالعقود) وقال:(وَ أَوفُوا بِعَهْدِ اللّهِ إِذا عاهَدْتُمْ) ، (وَ لا تَنْقُضُوا الأيمانَ بَعْدَ تَوْكِيدها وَقَدْ جَعَلتُمُ اللّهُ عَلَيْكُمْ كَفيلاً إِنّ اللّهَ يعلم ما تَفعَلُونَ)»:«واى بر شما! آيا پس از رضايت و بستن پيمان ، سخن خود را پس بگيريم؟ آيا خدا نمى فرمايد: به پيمان هاى خود وفادار باشيد ويا: به پيمان هاى الهى وفادار باشيد، و همچنين: سوگندها را پس از محكم كردن نشكنيد؟ در حالى كه خدا را كفيل خود قرار داديد. خداوند از آن چه كه انجام مى دهيد، آگاه است».
پيمان الهى چيست؟
در قرآن مجيد، گاهى لفظ «عهد» به «اللّه» اضافه شده و به صورت «عهد اللّه» استعمال شده است[١] بايد ديد مقصود از آن چيست؟
ممكن است مقصود پيمان هايى باشد كه در آن لفظ جلاله; يعنى (اللّه) به گونه اى به كار رفته مانند سوگند به خدا، يا نذر وغيره كه گويى طرف معامله
[١] سوره بقره/٢٧; آل عمران/٧٧; رعد/٢٠و ٢٥و نحل/٩١و٩٥.