منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٥
در ميان جنگ هاى بين المللى دوم، فكر تأسيس يك جامعه جهانى به صورت واقع بينانه تر قوت گرفت و نقطه اتكايى به نام «سازمان ملل متحد» و اتحاديه هاى بين المللى به وجود آمد و اهداف اين سازمان در منشورى به نام منشور سازمان ملل متحد، تشريح گرديد.
متفكران و سياست بازان بزرگ جهان پيش بينى مى كنند كه ممكن است سازمان ملل كه در حقيقت يك پارلمان جهانى است در آينده به صورت مركز يك حكومت يك دست جهانى درآيد و برابرى تمام بشرها را اعلام بدارد.
اين نوع گرد هم آيى ها و سازمان ها با تبليغ از «انترناسيوناليسم» به جاى «ناسيوناليسم» گواه بر اين است كه ادغام جامعه ها در يك جامعه، و تبديل حكومت ها به يك حكومت جهانى آن چنان انديشه دور و غير ممكن نيست; بلكه به اندازه اى است كه گروهى از متفكران جهان كه هوادار حكومت واحد جهانى مى باشند در اعلاميه خود كه در كنگره توكيو در سال ١٩٦٣منتشر كرده اند، خطوط اساسى طرح خود را آورده اند وخطوط برجسته آن عبارت است از:
١. پارلمان جهانى، ٢. شوراى عالى اجرايى، ٣. ارتش جهانى، ٤. ديوان دادگسترى بين المللى.[١]
اين نوع طرز تفكرها و تشكيل چنين كنگره ها و طرح ها، نشانه آن است كه طرح الهى كه پيامبران و اولياى گرامى خدا از آن گزارش داده اند، در شرف تكوين و در حال جوانه زدن است و آنچه را فلسفه مهدويت با آينده نگرى خاصى، خواهان آن است و در پى برپا كردن حكومت واحد جهانى توأم با
[١] براى آگاهى از مشروح اين خطوط به كتاب «حكومت اسلامى در چشم انداز ما»، تأليف نگارنده، صفحات ٤٨ـ٥٠ مراجعه بفرماييد.