منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٧
كه نعمتى از سوى خدا به او ارزانى شد، خدايى را كه قبلاً مى خواند فراموش مى كند».[١]
در اين آيه علت فراموشى، فزونى و غرق شدن در نعمت معرفى شده است; در حالى كه در آيه ديگر ، اين حقيقت به تعبير ديگر وارد شده است. و قرآن احساس بى نيازى را مايه طغيان و حد و مرز نشناسى انسان مى داند. چنان كه مى فرمايد: (... إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى*أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى):«انسان آن گاه سركشى مى كند كه احساس بى نيازى كند».[٢]
دارايى و مال و منال، هنگامى مايه فراموشى خدا، و پايه گذار سركشى و شكستن قيد وبندها مى گردد كه نعمت هاى مادى و همه اسباب را، بى كم و كاست مؤثر بداند و تصور كند كه اين وسايل مادى بدون مشيت الهى مى تواند غبار غم و رنج را از چهره انسان بزدايد. اين جا است كه قرآن پايدارترين وسايل و پناهگاه مادى را سست تر از لانه عنكبوت مى خواند و همه را غير قابل اعتماد مى شمارد:
(مَثَلُ الّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ أَولياءَ كَمَثَلِ العَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بِيتاً وَإِنَّ أَوهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ العَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ):« آنان كه جز خدا براى خويش اوليايى برگزيده اند(تا آنان را در سختى ها و دشوارى هاى زندگى كمك كنند) به سان عنكبوتند كه براى خود لانه اى مى تند (و بر آن اعتماد مى كند) در حالى كه سست ترين خانه ها، لانه عنكبوت است اگر بدانند».[٣]
[١] زمر/٨.
[٢] علق/٦ـ٧.
[٣] عنكبوت/٤١.