منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٣
واحدى درآيند و زير پوشش يك حكومت يگانه اى قرار بگيرند.
پاسخ اين سؤال را بحث هاى مربوط به طبيعت جامعه و اين كه گرايش انسان به زندگى اجتماعى چگونه است، مى دهد. آيا اين گرايش همان طور است كه قرآن مى گويد:«زندگى اجتماعى طرحى است كه در خلقت او قرار دارد و او با انگيزه درونى شبيه غريزه، به سوى زندگى جمعى گام برمى دارد». اگر زندگى اجتماعى او روى اين اصل استوار است، قطعاً روح جمع گرايى در جامعه بشريت، كم كم گسترش بيشترى پيدا كرده و همه جامعه ها در جامعه واحدى ادغام خواهند شد. و به عبارت ديگر: اگر بر زندگى انسان، روح گروهى حاكم و سايه افكنده است و سايه آن لحظه به لحظه در حال گسترش است، قطعاً جوامع و فرهنگ و تمدن هاى مختلف رو به تشكل و وحدت گذارده و در آينده نزديكى با تكامل فرهنگى وافزايش وسايل ارتباط جمعى، جامعه هاى مختلف، آهنگ واحدى پيدا خواهند كرد و به صورت جامعه واحدى درخواهند آمد و آن روحى كه مايه پيدايش جامعه هاى كوچك شده است، همان روح، اين جامعه ها را در مسير انسجام و توحيد قرار خواهد داد.
درباره علت زندگى اجتماعى انسان، نظريه هاى گوناگونى مطرح شده است. گاهى گفته مى شود كه، زندگى جمعى انسان معلول حس استعمار وسودجويى انسان است كه او را به سوى هم زيستى مى كشاند. گاهى گفته مى شود كه، يك محاسبه فكرى وعقلى انسان را به زندگى اجتماعى دعوت مى كند; زيرا انسان با يك محاسبه آسان دريافته است كه به تنهايى به زندگيلذيذ و شيرين قادر و توانا نيست. و گاهى نظريات ديگرى مطرح مى گردد.
نظريه صحيح و استوارى كه مورد تأييد دلايل حسى و عينى است و آيات