منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧١
عبادت به شمار مى روند، مانند وضو وغسل و اقامه كه يك نوع عبادت محسوب مى شوند; ولى هرگز از نظر خضوع به پايه ركوع و سجود نمى رسند. بنابر اين چگونه مى توانيم بگوييم: عبادت خضوع شديد و فوق العاده است؟ بلكه چه بسا خضوع عاشق در برابر معشوق و سرباز و درجه دار در برابر بزرگ تر، شديدتر از خضوع بسيارى از بندگان خدا در مقام نيايش و عبادت پروردگار است، مع الوصف به خضوع عاشق عبادت گفته نمى شود; در حالى كه به خضوع دوم; يعنى خضوع انسان در برابر كسى كه فرد ستاينده او را اله مى داند، پرستش گفته مى شود.
آرى! همين نويسنده در لابه لاى سخنان خود جمله اى دارد كه مى تواند معنى درست عبادت باشد و از نظر محتوا با آنچه ما گفتيم مطابق است: «للعبادة صور كثيرة في كلّ دين من الأديان شرعت لتذكير الإنسان بذلك الشعور بالسلطان الإلهي الأعلى الذي هو روح العبادة و سرّها; در هر دينى از اديان، براى پرستش، صورت هاى مختلفى وجود دارد و هدف از تشريع اين عبادات، توجه انسان به احساس و درك سلطه بزرگ الهى است كه روح و حقيقت عبادت محسوب مى شود». [١]
جمله «الشعور بالسلطان الإلهي» حاكى از آن است كه فرد عبادت گر، چون معتقد به «الوهيت» طرف است، از اين نظر او را بندگى مى كند و تا اين اعتقاد در كار نباشد، عمل انسان رنگ عبادت به خود نمى گيرد.
٢. شيخ محمود شلتوت ـ شيخ جامع الأزهر ـ در تفسير خود، عبادت را به گونه اى كه از عبده نقل كرديم، تفسير نموده است; هر چند از نظر الفاظ با هم فرق دارند; ولى از نظر محتوا يكى هستند، چنان كه مى گويد: «العبادة
[١] همان مدرك.