منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٠
تا اين جا نخستين انگيزه از انگيزه هاى امتحان هاى الهى بود كه روشن گرديد.
٢. مقياس پاداش ها و كيفرها
بى گمان تنها داشتن صفات درونى، مقياس پاداش و كيفر نيست; بلكه تا صفات خوب و بد انسان ظاهر نشود، هرگز نمى توان كسى را به دليل داشتن برخى صفات درونى، به عذاب دچار ساخت يا پاداش داد و اين صفات از طريق افعال و برداشت هاى انسان آشكار مى گردد و ظهور آن بدون اين كه انسان در بوته امتحان قرار بگيرد امكان پذير نيست. و اين خود يكى از انگيزه هاى امتحان خدا است كه در سخنان امير مؤمنان بدان اشاره شده است، «وإن كان سبحانَهُ أعلمُ بهم من أنفُسِهِمْ و لكنْ لِتُظْهِرَ الأفعالَ الّتي بها يُسْتحقّ الثوابُ و العقابُ»; خداوند انسان را بهتر از خود او مى شناسد; ولى براى اين كه افعالى كه ملاك پاداش و كيفر است آشكار گردد، آنان را مى آزمايد».[١]
٣. جداسازى نيكان و بدان
سومين انگيزه براى آزمايش هاى الهى جداسازى خوب از بد است ; زيرا در جامعه اى كه همه گروه ها خود را انقلابى قلمداد كرده و به ظاهر از آن دفاع مى كنند; در حالى كه گروهى از آنان منافق و ضد انقلاب هستند، بهترين وسيله براى شناساندن افراد درست از نادرست و مؤمن از منافق، آزمايش هاى الهى است. در غير اين صورت همه گروه ها با نقاب انقلابى در يك صف قرار
[١] نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٩٣.