منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٢
عزيز مصر و پاكدامنى خود برداشت و ازاين طريق شخصيت بزرگ خود را نمايان ساخت، در اين هنگام ملك براى او چنين مقام و موقعيتى قائل شد و او را كليد دار انبارهاى سرزمين مصر كرد. و تا يوسف سخن نگفته بود، شخصيت او در پشت پرده سكوت، مستور مانده و در گوشه زندان افتاده بود.[١]
از پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل شده است كه فرمود: «تكلّمُوا تُعْرَفُوا; سخن بگوييد تا شناخته شويد».[٢]
نقش مهمى كه زبان در اداى رسالت رسولان به ويژه پيامبران آسمانى دارد، موسى را بر آن داشت، كه از خدا بخواهد هر نوع لكنت را از زبان او بردارد:(وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانى* يَفْقَهُوا قَولى) : «خدايا گره از زبانم بگشا تا سخن مرا درست بفهمند».[٣]
او تنها به اين اكتفا نكرد، بلكه از خدا خواست برادر او را كه ازوى فصيح تر بود و بيان رساترى داشت، همراه او بفرستد تا او را در اداى رسالت يارى كند ومى گويد:
[١] در اين مورد سعدى از قرآن واحاديث اسلامى كه پيوسته الهام بخش شعراى بزرگ ميهن ما بوده است، الهام گرفته و مى گويد:
زبان در دهان اى خردمند چيست؟ *** چو در بسته باشد چه داند كسى
كليد در گنج صاحب هنر *** كه گوهر فروش است يا پيلهور
[٢] الظرائف واللطائف، ص ٥٨، اين جمله از امير مؤمنان نيز نقل شده است به نهج البلاغه، بخش كلمات قصار، شماره ٣٩٢ مراجعه بفرماييد.
[٣] طه/٢٧ـ٢٨.