منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٢
امور مستقل را يك شىء حساب مى كند; مثلاً در يك مهمانى كه چند نفر دور يك ميز مى نشينند، همگى يك مهمانى حساب مى شود و در راه پيمايى كه هزاران نفر در كنار هم براى آرمان واحدى، در خيابان ها راه مى روند يك جمعيت محسوب مى گردند و به افراد كه هر كدام موجود مستقل است به صورت جزء از كل نگريسته مى شود. اكنون بايد ديد كه تركيب جامعه از كدام يك از اين تركيب ها است.
گاهى تصور مى شود كه، تركيب جامعه نوعى تركيب اعتبارى است، افراد جامعه، به سان سربازان يك گردان هستند كه با نام يك «گردان» داراى وحدت ويگانگى مى باشند يا چون اجتماع افرادى است كه مى خواهند به سخنرانى گوينده اى گوش فرا دهند، آن گاه پراكنده شوند; ولى چنين اجتماعاتى هرگز وحدت آفرين حقيقى، يا مايه تركيب حقيقى و صناعى نمى باشند; بلكه تركيب آن ذهنى و فكرى است.
گاهى گمان مى شود كه تركيب جامعه، يك سازه ساختگى است; زيرا تركيب مكانيكى و يا مركب صناعى، خود نوعى مركب حقيقى است; هرچند مركب طبيعى نيست. مركب صناعى مانند يك ماشين است كه تمام اجزاى آن به هم ارتباط دارند. و آن تفاوتى كه با مركب طبيعى دارد اين است كه در مركب طبيعى اجزا، هويت خود را از دست مى دهند و در كل هضم مى شوند; امّا در مركب صناعى اجزا هويت خود را از دست نداده فقط استقلال خود و سپس استقلال اثر خود را از دست مى دهند و اجزا به گونه خاصى با يكديگر مربوط مى شوند و آثارشان نيز با يكديگر پيوستگى پيدا مى كند; در نتيجه اثرى بروز مى كند كه عين مجموع اثر اجزا در حال استقلال نيست، و دگرگونى در گوشه اى، مايه بروز دگرگونى در قسمت هاى ديگر مى شود; مانند ترازو كه