منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٠
هرگاه وسيله شناخت و محور قضاوت ما در باره سرنوشت انسان، همين خطوط ظاهرى آن باشد، قطعاً بايد از تكامل بشريت و بازگشت انسان به خويشتن مأيوس گرديم و پيوسته در انتظار رخدادهاى ناگوار باشيم. رويدادهايى كه انسان و تمدن ماشينى و صنعتى، او را هرچه بيشتر به كام خود فرو كشيده و از «تاك و تاك نشان» اثرى باقى نخواهد گذارد.
در حالى كه زير اين چهره زشت و ناخوشايند انسان، چهره واقعى او پوشيده مانده كه اميدبخش و سرور آفرين مى باشد و مى گويد: پشت سر اين شب ظلمانى، روز روشنى وجود دارد و پايان اين شب سيه سپيد است.
علت اميدوارى
به دو علت به آينده بشر اميدواريم، يكى از اين دو چيز عبارت است از: افزايش رشد اجتماعى; و ديگرى عبارت است از: فطرى بودن تكامل. اينك تشريح هر دو علت:
الف. افزايش رشد اجتماعى
چيزى كه ما را به آينده بشر و تحول عميق در زندگى انسان ها، اميدوار مى سازد، يك رشته صفات عالى و سجاياى اخلاقى است كه با آفرينش او آميخته شده است. و اين صفات در طول تاريخ به وسيله رادمردان و پيروان آزاده آنان از طريق عدالت خواهى، حق طلبى، ايثارگرى، مبارزه با ستم و نثار جان و مال در راه احياى اهداف عالى، خود را نشان داده و ثابت كرده است كه در وجود انسان، علاوه بر قواى حيوانى و خواسته هاى نفسانى كه سرچشمه شرّ و خونريزى است، يك رشته احساسات پاك وجود دارد، كه اگر به فعليت برسند، تمام غرايز حيوانى را مهار زده و همه را تعديل مى كنند و در مسير حق