منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٦
«دست خود را به گردنت مبند و آن را هم به تمام معنى باز مكن، مبادا به صورت ملامت شده وحسرت خورده بر جاى خود بنشينى».
افرادى كه دست خود را به گردن ببندند، قدرت انفاق نخواهند داشت، كسانى كه همه دست خود را بگشايند چيزى براى آنان باقى نمى ماند، در اين صورت مورد ملامت ديگران واقع شده به اموالى كه به ديگران بخشيده اند كمال نياز را پيدا خواهند كرد و ناچار با حسرت به آن خواهند نگريست، شاعر شيرين زبان پارسى مفاد آيه را در قالب شعر ريخته مى گويد:
مبند از سر امساك دست بر گردن *** خصلتى است نكوهيده پيش اهل نهى
مكن به جانب اسراف نيز چندان ميل *** كه هر چه هست به يكدم كنى ز دست رها
پس اختيار وسط راست در جميع امورامام كه *** بدان دليل كه خير الامور اوسطها
امام صادق (عليه السلام) هر سه موضوع (امساك ، اسراف واعتدال) را به شيوه خاصى مجسم نموده است، امام در حالى كه اين آيه را تلاوت مى كرد در برابر يكى از يارانش قرار گرفته بود، در اين موقع خم شد و مشتى از ريگ هاى زمين را برداشت و مشت خود را محكم گرفت به طورى كه دانه اى از آن به زمين نريخت و فرمود: «هذا الاقتتار الذي ذكر اللّه فى كتابه» : «اين همان تقتيرى است كه خداوند در قرآن خود بيان كرده است»، سپس مشت ديگر برداشت و دست خود را باز كرده همه را به زمين ريخت و فرمود: «هذا الاسراف»: «اين همان اسراف است» سپس مشت ديگرى برداشت و قسمتى را ريخت و قسمتى را در دست نگاه داشت و فرمود: «وهذا القوام»: «اين همان ميانه روى