منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٣
آيه را، در سه بخش و به شكلى گوياتر باز كنيم:
١. (نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتهُمْ فى الحَياة الدُّنيا) :«ما، مايه هاى زندگى را ميان آنان تقسيم كرديم».[١]
نخست اين كه مقصود از «معيشت تقسيم شده از جانب خدا» چيست؟گاهى تصور مى شود كه مقصود از آن مال و منال و دارايى دنيايى است خداوند آن را از روز نخست مقدر كرده است تا يكى كاخ نشين و ديگرى كوخ نشين باشد; ولى چنين تفسيرى، جز تفسير به رأى چيزى نيست; زيرا آيه از خلقت و آفرينش انسان سخن مى گويد. به اين ترتيب «معيشت» معنايى جز مايه هاى زندگى از قبيل استعدادها، امكان ها، لياقت ها و شايستگى ها كه در سرشت انسان ها نهفته است، نمى تواند داشته باشد. و مفاد آيه اين است كه ما در روز آفرينش بشر، اختلاف در شايستگى ها را در نهاد او قرار داديم و افراد را با استعدادهاى گوناگون آفريده ايم تا از اين طريق در افراد احساس نياز به وجود آيد و به خدمت متقابل كشيده شوند. اگر آفرينش انسان ها جز اين بود، بايد خلقت انسان به اين دو صورت باشد:
يا تمام افراد از نظر استعداد و لياقت يكسان و يكنواخت آفريده شده باشد. وهر فردى همان را دارا باشد كه ديگرى آن را دارا است، و همان را نداشته باشد كه ديگرى آن را ندارد ، يا به يكى همه چيز داده شود و به ديگرى اصلاً چيزى داده نشود و در هر دو صورت پيوند و نياز خدمت متقابل، در جامعه به وجود نمى آيد. اين جا است كه در آيه ديگر مى فرمايد: (وَقَدْ خَلَقَكُمْ أطواراً):«شماها را جوراجور آفريده است».[٢]
[١] زخرف/٣٢.
[٢] نوح/١٤.