منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٢
وبيچاره قلمداد مى كنيد، در صورتى كه من و شما هر دوبنده ضعيف خداونديم و من هم مثل شما اسير بستر بيمارى مى گردم، دچار چنگال مرك مى شوم و شما بايد براى خدايى سجده كنيد كه بيمار نمى شود و نمى ميرد من از اين كه پيشواى شما هستم، هيچ مزيتى بر شما ندارم فقط بار مسئوليت من سنگين تر است[١].
حالت طغيان زدگى در عده اى از جوانان
امروز روى عللى كه بازگشت همه به كبر و خودپسندى است يك حالت عصيان زدگى نسبت به حقوق، ناديده گرفتن زحمات ديگران، حق قضاوت در همه چيز، ابراز نظر در امور و مسايلى كه هرگز كوچكترين اطلاعى درباره آن نيست، در گروهى از جوانان و گروهى از مربيان و استادان به وجود آمده است.
گاهى فردى كه رشته تخصص اوشناختن بيمارى هاى دامها است، در پيچيده ترين مسايل فلسفى وكلامى ومذهبى قضاوت كرده و كتاب منتشر مى سازد.
همان طورى كه امام ششم (عليه السلام) فرمود: نخستين پايه انكار حقايق همان «كبر» است امروز بعضى از درس خوانده ها با فرا گرفتن چند فرمول رياضى وفيزيكى، به خود حق مى دهند كه در تمام مسايل جهانى ابراز نظر كنند، هنگامى كه سخن ازخدا و روح و از موجودات ماوراء الطبيعه، پيش مى آيد با قيافه مخصوصى كه نشانه تخصص و غرور فوق العاده در اين مسايل است همه را به باد مسخره مى گيرند، در صورتى كه عمر خود را فقط در حلّ معادلات جبرى صرف كرده ولحظه اى در اين قسمت به دقت و تحقيق
[١] وقعه صفّين، ابن مزاحم/١٤٤; شرح نهج البلاغه حديدى:ج٣/٢٠٣.