منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٤
در حديثى امير مؤمنان (عليه السلام) مى فرمايد:«الناسُ بخير ما اختلَفُوا فإذا استَوُوا هَلَكُوا»; مردم تا شايستگى هاى گوناگون دارند در خير و خوبى هستند; اگر مساوى و برابر شدند نابود مى شوند».[١]
تا اين جا توانستيم مفاد اين بخش از آيه را روشن سازيم. اكنون به توضيح بخش دوم از آيه مى پردازيم:
٢. (وَ رفعنا بعضهم فوق بعض درجات):«برخى را بر برخى ديگر برترى بخشيديم».[٢]
اين بخش از آيه در صدد بيان نكته ديگرى است و آن اين كه : وقتى خدا در بخش نخست در مورد تقسيم مواهب سخن گفت، در اين بخش يادآور مى شود كه ما مواهب را به طور يكسان به افراد نداديم. برخى را در بعضى از برخوردارى ها برترى داديم، به يكى توان صنعتى بيش از ديگرى داديم; گرچه ممكن است آن كس كه از نظر هوش فنى در درجه پايين قرار دارد در يك جهت ويا جهات ديگر بر آن فرد برتر، شايستگى ديگرى داشته باشد.مثلاً هوش مديريت او، بيش از آن فرد ماهر در صنعت باشد، به اين ترتيب ،در افراد نيازمندى به هم در آفرينش و سرشت او گنجانده شده و زمينه پيوستگى به وجود آمده است.
٣. (ليتّخذ بعضهم بعضاً سخريّاً) : «برخى، برخى ديگر را مسخر خود سازند».[٣]
اين بخش از آيه، بيان گر علت برترى برخى بر برخى است به شكلى كه بيان گرديد. و آن اين كه هدف از اين نوع برترى (متقابل)، ايجاد تسخير و
[١] بحارالأنوار، ج٧٧، ص ٣٨٣.
[٢] زخرف/٣٢.
[٣] زخرف/٣٢.