منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٨
خدا است;از اين جهت به آن «عهد اللّه» گفته مى شود; يا در جايى لفظ شهادت به سوى خدا اضافه شده است مانند: (... وَلا نكتم شهادة اللّهِ...): «شهادت خدايى را پنهان نمى كنيم».[١]
ممكن است احكام وسفارشها و دستورهاى كلى الهى باشد كه بر دوش امت ها گذارده شده است; چون: (... وَ أَوفُوا بِعَهْدِى أُوفِ بِعَهْدِكُمْ ...): «به سفارش هاى من عمل كنيد تا من نيز به درخواست هاى شما عمل نمايم».[٢]
همچنين، ممكن است مقصود پيمان هاى فطرى و تكوينى باشد كه دست آفرينش در نهاد انسان گذارده است. و در حقيقت مجموع ادراكات فطرى، پيمان هاى تكوينى الهى است كه در آفرينش ما نهفته است.[٣]
بهتر اين است كه بگوييم: مقصود همه پيمان هايى است كه در آن پاى خدا به گونه اى در ميان باشد; خواه پيمان تكوينى باشد خواه تشريعى، خواه به صورت سوگند باشد يا به صورت دستورهاى كلى الهى.
و امّا نكاتى چند:
١. فقها هرچند خريد، فروش، نكاح و ديگر عقود را جزء عهد و پيمان شمرده اند و بر لزوم وفاى به آن ها با آيه : (أَوفُوا بِالعُقُودِ)[٤] استدلال كرده اند; ولى چون اين گونه از عهدها و پيمان ها براى خود احكام بخصوصى دارند، و
[١] مائده/١٠٦.
[٢] بقره/٤٠.
[٣] مانند آيه:>>أَلَم أَعْهَد إِليكم يا بنى آدم أَنْ لاّ تعْبُدُوا الشَّيطانَ...<<(يس/٦٠).
[٤] مائده/١.