منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٠
إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ) :«بخوريد و بياشاميد واسراف مكنيد خداوند اسراف گران را دوست نمى دارد».[١]
درست است كه موضوع سخن در جمله (كُلُوا وَاشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا) همان خوردنى ها وآشاميدنى ها است; ولى چون موضوع بحث در دو آيه، اعم از اين دو مى باشد، به قرينه اين كه در هر دو آيه ، بهره بردارى از «زينت هاى الهى» مورد بحث قرار گرفته است نه خصوص خوردنى ها و آشاميدنى ها. مى توان گفت كه اين جمله به طور «مثل» وارد شده است و هدف از آن، طرح قانون اعتدال دركليه شئون زندگى و يا دست كم ميانه روى در بهره بردارى از مواهب طبيعى است.
كميت مطرح نيست
نكته مهم در اسراف، جلوگيرى از هر نوع اتلاف است; هر چند جزئى و كوچك باشد. و ملاك در اسراف اين نيست كه براى حفظ قيمت گندم در جهان، هزاران خروار گندم را به دريا بريزيم ويا آتش بزنيم، بلكه كيفيت استفاده از آن نيز در اسراف اهميت دارد، آن جا كه دينارى در راه گناه مصرف گردد، يا هسته اى[٢] كه مى تواند كارآمد باشد، بى بهره بماند يا در بيابان سوزان در برابر فرد تشنه اى، نيم خورده اى به دور ريخته شود، آن هم زياده روى است.
در نتيجه قرآن در مسئله قصاص جايى كه به جاى جانى، ديگرى كشته
[١] اعراف/٣١.
[٢] انّ السرف يبغضه اللّه حتى طرحك النواة فانّها تصلح للشيء حتى صبّك فضلَ مائك.(بحار الأنوار، ج١٥، ص ١٩٩).