منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٧
امير مؤمنان على (عليه السلام) با آن همه بزرگى و شخصيت ارزنده در قصاص قاتلش در آخرين وصيتش فرمود: «إنّما أنا رجلٌ واحدٌ فلا يُقْتَل بي إلاّواحد».[١]
نكته مهم تر آن كه قصاص تنها براى فرو نشاندن خشم قلب خاندان مقتول نيست بلكه مصالح و منافع عمومى و فلسفه و اجتماعى اين حكم، به مراتب بالاتر و مهم تر از اين ها است تا آن جا كه انتقام و تشفى در برابر آن ها به هيچ شمرده مى شود.
٣. در كنار قصاص عفو نيز هست
اگر قرآن قصاص را شايسته مى خواند، در كنار آن عفو را نيز يادآور مى شود : وميفرمايد (... فَمَنْ عَفا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللّهِ ...):«آن كسى كه عفو و صلح كند پاداش آن با خدا است».[٢]
اگر قرآن دستور مجازات جانى را مى دهد، در مواردى كه صبر و بردبارى سودمندتر باشد، به آن نيز توجه مى دهد ومى فرمايد:
(... وَ لَئِنْ صَبَرتُمْ لَهُوَ خَيرٌ لِلصّابِرينَ):«اگر صبر و شكيبايى به خرج دهيد براى بردباران خوب است».[٣]
سرانجام قرآن در انتخاب يكى از دو طرف قضيه، اختيار را به صاحب كشته هم مى دهد و مى گويد:(فَقَدْ جَعَلْنا لِوَليّهِ سُلْطاناً): «قدرت در دست
[١] نهج البلاغه مكتوب٤٧، حضرت به فزرندان عبدالمطلب اخطار مى كند كه مبادا با شعار "اميرمؤمنان كشته شد!"دست هاى خود را به خون مسلمانان آغشته سازيد، آگاه باشيد، نبايد، جز يك نفر، آن هم قاتلم كسى ديگر كشته شود.
[٢] شورى / ٤٠.
[٣] نحل / ١٢٦.