منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٠
جان آدمى از دو نيروى مختلف به نام هاى عقل و نفس تركيب شده كه يكى حكم بازدارنده و ديگرى حكم وادار كننده و هيجان دارد، عقل و وجدان در محيطى كه نفس انسانى براى ارضاى غرايز، مانع و رادعى نمى بيند، توان مهار آن كم مى شود; در نتيجه، نفس در محيط آزاد، به هر سو چنگ مى اندازد و سرنوشت ساز مى شود و سرنوشت گروهى كه زمام زندگى آنان به دست نفس و گرايش هاى بى مرز نفس اماره بيفتد، بسيار روشن است. چنين فردى، سعادت و خوشبختى خويش را كاملاً فراموش مى كند و در حقيقت خود را فراموش مى كند و بر كعبه خواهش هاى خود، بوسه مى زند. و به قول شاعر:
تا به ديو خشم و شهوت، مام نفس آبستن است *** عمر ما را عاقبت، سوز آتشى در خرمن است
خود چه خواهى كرد با خصمى كه در پهلوى تو *** هر بدى را كان و، هر شور و شرى را معدن است
اين گروه،از نطر قرآن «خود فريبان» يا خودپسندان مى باشند كه بدترين خيانت ها را بر خويش روا مى دارند:
(... وَ ما يَخْدَعُونَ إِلاّأَنْفُسَهُمْ ...) :«فقط خود را فريب مى دهند».[١] (...وَما يُضِلُّونَ إِلاّأَنْفُسَهُمْ وَما يَشْعُرُونَ):«فقط خود را مى بينند، در حالى كه نمى دانند».[٢]
[١] بقره/٩.
[٢] آل عمران/٦٩.