منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٠
عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ ...) : «هرگز گروهى، گروهى را به مسخره نگيرد شايد از آنان بهتر باشد».[١]
٦. وعده هاى دروغين: وعده دروغ، نشانه بى شخصيتى انسان است. قرآن در اين مورد، رفتار حضرت اسماعيل را مثال مى زند: (...إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَكانَ رَسُولاً نَبِيّاً) : «او در وعده هاى خود راستگو و از رسولان و پيامبران بود».[٢]
٧. دروغگويى: در سنگينى و بزرگى اين گناه، آيات و روايات بسيار است، فقط يك آيه را يادآور مى شويم:(إِنَّما يَفْتَرِى الكَذِبَ الّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِ آياتِ اللّهِ ...):«آن كس دروغ مى گويد كه به آيات خداوند ايمان ندارد».[٣]
٨. نمّامى: سخن چينى پديد آرنده عداوت در ميان دوكس يا دو گروه مى باشد و به اين فرد در اصطلاح قرآن (حمالة الحطب) گفته مى شود و هيزم كش و آتش بيار جامعه به شمار مى رود. قرآن در مذمت يكى از مستكبران مى گويد(همّاز مشّاء بِنَميم):«اين فرد، پيوسته عيبجو و براى به هم زدن دو طرف در حال رفت وآمد است».[٤]
٩. خوض در باطل: مقصود از آن شرح اوضاع و احوال زنان و مجالس ميگسارى و نقل داستان هايتباه كننده اخلاق است. قرآن علت محكوميت گروهى را در روز قيامت همين مى داند; زيرا مى گويند:(وَ كُنّا نَخُوضُ مَعَ الخائِضينَ) [٥] :«ما با اهل باطل، به باطل سخن مى گفتيم».
[١] حجرات/١١.
[٢] مريم/٥٤.
[٣] نحل/١٠٥.
[٤] قلم/١١.
[٥] مدثر/٤٥.