منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤
أَنابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلىَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِئكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ* يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل فَتَكُنْ في صَخْرَة أَو فِي السَّماواتِ أَو فِي الأَرْض يَأْتِ بِها اللّه إِنَّ اللّهَ لَطيفٌ خَبير* يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاة وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْه عَنِ الْمُنْكَر وَاصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُور*وَلا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنّاسِ وَلا تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ كُلّ مُخْتال فَخُور* وَاقْصد فِي مَشْيِكَ وَاغْضُض مِنْ صَوتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الأَصواتِ لَصَوتُ الْحَمير).
«ما به لقمان حكمت داديم(و به او گفتيم) شكر خدا را به جاى آور. هر كس شكر گزارى كند تنها به سود خويش شكر كرده و آن كس كه كفران كند (زيانى به خدا نمى رساند) چرا كه خداوند بى نياز و ستوده است.
(به خاطر بياور) هنگامى را كه لقمان به فرزندش ـ در حالى كه او را موعظه مى كرد ـ گفت: پسرم. چيزى را همتاى خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگى است.
ما به انسان در باره پدر و مادرش سفارش كرديم، مادرش او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد (به هنگام باردارى ، هر روز رنج وناراحتى تازه اى را متحمل مى شد) و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مى يابد (آرى به او توصيه كردم)كه براى من و براى پدر و مادرت شكر بجا آور كه بازگشت همه شما به سوى من است.
و هرگاه آن دو، تلاش كنند كه تو چيزى را همتاى من قرار دهى، كه از آن آگاهى ندارى (بلكه مى دانى باطل است) از ايشان اطاعت مكن، ولى با آن دو در دنيا به طرز شايسته اى رفتار كن، و از راه كسانى پيروى كن كه توبه كنان به سوى من آمده اند پس بازگشت همه شما به سوى من است و من شما را از آنچه عمل مى كرديد آگاه مى كنم.
پسرم! اگر به اندازه سنگينى دانه خردلى (كار نيك يا بد) باشد، در دل سنگى يا در (گوشه اى از) آسمان ها و زمين قرار گيرد، خداوند آن را (در قيامت براى حساب) مى آورد، خداوند دقيق وآگاه است.