منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٣
تفسير موضوعى آيات
ريشه اى ترين كششى كه انسان در خود مى يابد، مهر پدر و مادرى به فرزندان است. وهيچ گرايشى ريشه دارتر از مهر پدر ومادر به فرزند نيست.
با توجه به اين اصل، گاهى سنگ دلى بشر به پايه اى مى رسد كه ريشه چنين عاطفه اى پايدار در درون او مى سوزد، حتى از ناتوان ترين و بى دفاع ترين كس هم گذشت نمى كند و آن كه از او اميد كمك ويارى مى رود، به جاى اين كه او را به آغوش مهرش بگيرد و او را بپرورد وبارورش سازد انگشتان ننگين خود را به گلوى نازك كودكى بى گناه فرو مى برد و آن را چنان مى فشرد كه، سرانجام به زندگى او خاتمه مى دهد.يا او را در ميان چاهى مى افكند، روى آن را هم مى پوشاند، يا او را از بالاى كوهى فرو انداخته و يا در آب غرقش مى سازد.
اين تصوير كوتاهى از زندگى عرب جاهلى بود كه پيش از اسلام، با جگر گوشگان خود داشتند. اسلام برابر اين عمل ننگين و شرم آور، به شدت ايستاد ومبارزه كرد. وبار ديگر مهر و مودت، جاى قساوت و سنگ دلى را گرفت.
از آن جا كه با وسايل پزشكى امروز مجهز نبود و از پيش بينى نوع جَنين در رحم مادر، ناتوان بود و نمى دانست جنين دختر است يا پسر; از اين جهت بردبارى به خرج مى داد تا جنين چشم به جهان بگشايد، سپس اگر دختر بود دستش را به خون جگرگوشه اش مى آلود.
ولى بشر امروزه گامى از آن هم فراتر نهاده. او در همان ماه هاى ميانى، جنس جنين در شكم مادر را مى شناسد، سپس به زندگى كودك خود خاتمه مى دهد و با كمال بى رحمى جگرگوشه اش در رحم را قطعه قطعه كرده و بيرون