منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٣
را قبلاً مطرح مى كنيم:
الف: فلسفه تاريخ چيست؟
آشنايى با قوانين كلى جامعه و تاريخ، و آگاهى از بافت و تحولات جامعه ها از مرحله اى به مرحله اى ،و دانش قوانين حاكم بر اين تحولات، فلسفه تاريخ نام دارد.
نخستين كسى كه از قوانين كلى تاريخ پرده برداشت و اين علم را پايه گذارد، دانشمند معروف مغربى عبدالرحمان بن خلدون متوفاى ٨٠٨ هجرى قمرى است. وى تاريخى دارد به نام «العبر و ديوان المبتدء والخبر»، كه در هفت جلد چاپ شده و چندان اشتهارى ندارد; امّا مقدمه اى بر اين تاريخ دارد، كه در ميان انديشمندان از شهرت ويژه اى برخوردار و به زبان هاى خارجى نيز ترجمه شده است.از آن پس اين علم از سوى دانشمندان پى گيرى شده و به نام رشته اى از علم درآمده است.
در كنار اين علم، علم ديگرى نيز وجود دارد به نام جامعه شناسى كه با يكديگر قرابت خاصى دارند. و تفاوت اين دو بسيار روشن است. از آن جا كه فلسفه تاريخ درباره قوانين كلى حاكم بر جامعه و تاريخ سخن مى گويد، ناچار است تمام تاريخ بشرى را يك جا و يك دست، مورد مطالعه قرار دهد; آن گاه قوانين كلى آن را به دست آورد و هرگز نمى تواند اوضاع جامعه خاصى را بريده از گذشته يا آينده مورد بررسى قرار دهد.
ولى موضوع جامعه شناسى خلاف اين است; جامعه شناسى رويدادها يا مشكلات حاكم بر يك جامعه را در پاره اى از زمان مورد بررسى قرار مى دهد، نه قوانين كلى حاكم بر مطلق تاريخ بشر را.