منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١١
جدا از تقوا نيست. ويا مى افزايد: اگر از خيانت دشمن هم پيمان مى ترسى پيمان خود را ناديده بگير و او را آگاه ساز و بى درنگ تهديد مى كند:(إِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنينَ)[١]و ناديده گرفتن پيمان را بدون اعلام، خيانت مى خواند . نيز مى پردازد به جاهاى باريك و موردى كه: اگر سربازى امان خواست تا سخن خدا را بشنود به او مهلت بده و سپس: اگر نخواست اسلام بياورد او را به جاى گاه خود بازگردان:(ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ) .[٢]
پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) در ديدى گسترده تر فرمود: «ذمّة المسلمين واحدة يسعى بها ادناهم; تعهد تمام مسلمانان يكى است اگر فردى عادى از آنان امان داد، بايد همه بپذيرند».[٣]
نام داران تاريخ
تاريخ از شخصيت هاى برجسته اى نام مى برد كه، عمل به پيمان را تا پاى جان محترم مى شمردند. ما در پرونده سياه «حجاج» مى خوانيم:
وى به قتل گروهى فرمان داد، وقتى نوبت به قتل آخرين آنان رسيد، صداى مؤذن بلند شد. وى او را به يكى از مأموران خود سپرد تا شب مراقب او باشد و صبح وى را به دار الاماره بياورد تا مجازاتش كند. وقتى آن دو، مقر حكومت حجاج سفاك را ترك كردند، زندانى رو به مأمور حجاج كرد وگفت: من بى جهت گرفتار شده ام و به رحمت خداوند اميدوارم. تمناى من اين است كه به من نيكى كنى واجازه دهى امشب به خانه خود برگردم و همسر و فرزندانم را وداع كنم و وصاياى خود را بگويم; حقوق مردم را ادا كنم و فردا صبح هنگام
[١] انفال/٥٨.
[٢] توبه/٦.
[٣] مستدرك الوسائل، ج٣، ص ٢٥٠.