منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٦٣
در اين آيه، ايمان به خدا مايه هدايت و بينش انسان معرفى گرديده است; زيرا ايمان به خدا واستقامت در راه او، به انسان بصيرت و روشنى مى بخشد; نه تنها مايه روشنى مى شود بلكه به انسان قوت قلب و شادابى روحى مى دهد كه در نظام ناگوار شرك بر ضد آن قيام مى كند چنان كه در باره همين گروه مى فرمايد:
٥.(وَ رَبَطْنا على قُلوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا ربُّنا ربُّ السَّماواتِ و الأرضِ لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً): «ما بر قلوب آنان قوت و قدرت بخشيديم آن گاه كه برخاستند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمان ها و زمين ها است جز او كسى را خداى خود قرار نمى دهيم، زيرا در اين صورت به سوى باطل گرويده ايم».[١]
اين استوارى قلبى و نشاط روحى كه مايه قيام، برضد نظام هاى طاغوتى مى گردد، نتيجه ايمان و تزكيه نفس و محاسبه و مراقبت است.
٦.(وَ الّذينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَناِ وَ اِنَّ اللّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ) : «آنان را كه در راه خدا مجاهدت مى كنند به راه هاى خود هدايت مى كنيم خداوند با نيكوكاران است».[٢]
مقصود از «جهاد» در اين آيه، جهاد با دشمن درونى و خواسته هاى نسنجيده نفس انسانى است، نه جهاد با دشمن خارجى. و بر فرض اين كه، مقصود آن باشد، جهاد با دشمن خارجى و به اصطلاح فرد خارجى از جهاد عرفانى و معنوى جدا نيست; زيرا جهاد ظاهرى بدون جهاد باطنى كوچك ترين ارزش معنوى ندارد.
[١] كهف/١٤.
[٢] عنكبوت/٦٩.