منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٨
گروههايى بودند كه پيامبرانشان با دليل و گواههاى روشن آمدند، هرگز خداوند به آنان ستم نكرد، بلكه آنان به خود ستم كردند».[١]
ازمطالعه اين نوع آيات، اين نتايج به دست مى آيد:
١. تاريخ از نظر قرآن داراى ضوابطى است و هرگز گردش تاريخ بر اساس علل اتفاقى، بى ضابطه وبى قاعده ، استوار نيست. هرگز نبايد تاريخ را مانند پر كاهى كه روى امواج آبى قرار مى گيرد و هر لحظه بدون ضابطه اى به سويى پرتاب مى شود، انديشيد.
٢. حركت تاريخ بشر يك امر جبرى نيست كه اراده و خواست انسان در تحولات آن تأثيرى نداشته باشد; بلكه انسان با اراده و خواست خود، مى تواند مسير حركت تاريخ را دگرگون سازد و عاملى را جايگزين عامل ديگر كند. و به عبارت ديگر: حريت و آزادى انسان در تاريخ آفرينى مورد انكار او نيست; ازاين جهت دستور مى دهد كه در وضع اقوام گذشته مطالعه شود تا كليد سعادت و بدبختى اقوام را بشناسد.
امام امير مؤمنان (عليه السلام) در وصيت خود به فرزند خويش مى نويسد:«فرزندم! من گرچه در تمام طول تاريخ، همراه گذشتگان زندگى نكرده ام; ولى اخبار زندگى آن ها را به دقت مطالعه كرده ام و آثارى كه از آن ها به يادگار مانده بررسى نموده ام و با اين كار گويا در تمام اين مدت زنده بوده ام و حوادث تلخ و شيرين زندگى را از نزديك مشاهده كرده ام گويا عمر جاويدان داشته ام».[٢]
[١] اين مضمون در سوره هاى: آل عمران/١٣٧; انعام/١١; يوسف/١٠٩; نحل/٣٦; حج/٤٦; نمل/٦٩; عنكبوت/٢٠; غافر/٢١ و ٨٢و محمد/١٠ وارد شده است.
[٢] نهج البلاغه، نامه ٣١.