منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٢
قرون از كوخ نشينى به كاخ نشينى، از تسخير حيوانات به تسخير فضا، از بهره گيرى از سنگهاى سه گوش و آتش و مفرغ، به بهره گيرى از انرژى اتمى ترقى كرده است; به گونه اى كه اگر بشر،نخستين بار ديگر پا به اين جهان بگذارد، جهان را غير آن جهان، و انسان را غير آن انسان ديرينه خواهند ديد.
ولى بى شك تكامل مادى يك تكامل كاملاً تك بعدى است و هرگز نمى توان آن را تكامل ناميد. اگر ابعاد معنوى با آن توأم نباشد چه بسا به قيمت نابودى انسان تمام خواهد شد تا آنجا كه كارشناسان نظامى تأييد مى كنند كه قدرت بمب هاى هسته اى در زرادخانه هاى جهان به اندازه اى است كه تنهابا به كار بردن چند عدد از آن مى توان فاتحه انسانيت را خواند; امّا با اين وصف نمى توان چنين تكامل يك بعدى را، تكامل واقعى و جامع خواند.
بنابر اين بايد گفت به حكم اين كه ميل به تكامل جزء سرشت انسان است، جامعه انسانى هرچه زودتر بايد اين تكامل تك بعدى را به صورت تكامل در تمام ابعاد، تكامل در ماديات و معنويات در آورد و چهره واقعى خود را از اين راه نشان دهد.وگرنه تكامل او ضد تكامل خواهد بود.
در اين جا دو سؤال مطرح مى باشد: نخست مربوط به هم آهنگى تمدن ها و فرهنگ ها و ادغام همه جوامع در يك جامعه است; ديگرى مربوط به محو ظلم و استثمار و جايگزينى عدل و دادگرى به جاى آن است، و ما هر دو پرسش را مطرح كرده وبه روشنى از آن، پاسخ مى گوييم:
الف: آيا وحدت جامعه ها و تمدن ها و باورداشت ها امكان پذير است؟
آيا روزى مى رسد كه جوامع مختلف، باورها و تمدن هاى گوناگون، كه هركدام براى خود آهنگ خاصى دارد، به صورت جامعه، فرهنگ و تمدن