منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٣
و زندگى ، آمد و شد روزگار يا دست كم مالك و اختياردار تنها مغفرت[١] و شفاعت[٢] و وضع قوانين و تكاليف[٣] بداند، در اين صورت اورا پروردگار خود تصور كرده است. و هر كس چنين احساسى را از طريق زبان يا كردار در خارج مجسم نمايد و بتواند عقيده واحساس خود را به گونه گفتارى و شنيدارى درآورد، بى شك او را پرستش و عبادت كرده است.
٣. تعريف سوم براى عبادت
در اين جا مى توان براى عبادت تعريف سومى نيز بيان كرد وبرداشت وجدانى خود را به تعريف سومى گفت و آن اين كه:«عبادت به خاك افتادن يا نظير آن در برابر كسى است كه او را خدا، يا ريشه كارهاى خدايى بدانيم».
شكى نيست كه كارهاى مربوط به جهان آفرينش; مانند اداره امور جهان، پروراندن انسان ها، ميراندن، روزى دادن جانداران و بخشيدن گناهان بندگان، از آن خدا است. اگر شما آيه [٤] مربوط به گذران جهان، ساختن و پرداختن گيتى، بر پا داشتن انسان و ... را مورد مطالعه قرار دهيد، خواهيد ديد كه قرآن با اصرار اكيد، اين نوع كارها را از آنِ خدا دانسته است و از انتساب آن ها به غير او به شدت جلوگيرى مى كند.
از سوى ديگر، مى دانيم كه جهان آفرينش، جهان سازمان يافته اى است و كوچك ترين رويدادى كه در اين جهان رخ مى دهد بدون اسباب فراوانى ـ كه
[١] >>وَ من يغفر الذُّنوب إِلاّ اللّه<< (آل عمران/١٣٥).
[٢] >>قل للّه الشَّفاعة جميعاً<< (زمر/٤٤).
[٣] >>اتّخذوا أَحبارهم ورُهبانهم أَرباباً مِنْ دُون اللّه << (توبه/٣١).
[٤] سوره قصص آيه هاى٧١ـ٧٣; سوره نمل آيات ٦٠ـ٦٤ و سوره زمر، آيات ٥و٦.