منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٢
امير مؤمنان مى فرمايد: «مَنْ نَسي اللّهَ سبحانَه أنساهُ نفْسَه و أعْمَى قلبَه»; كسى كه خدا را فراموش كند، خدا او را به خود فراموشى دچار مى كند و بصيرت را از دل او مى گيرد».[١]
كسانى كه دچار «خدافراموشى» مى شوند، بر دو نوعند:
١. گاهى بر اثر گذشت زمان، ريشه هاى خدا شناسى در دل كم سو مى شود و بارور شدن ديگر باره آن، به صورت محال عادى درمى آيد. اين گروه كسانى هستند كه، قرآن در مورد آنان مى فرمايد: (خَتَمَ اللّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ ...) :« خداوند بر دل هاى آنان مهر زده، (ديگر نور خداشناسى در دل آنان وارد نمى شود) و بر گوش ها و چشم هاى آنان پرده افكنده كه ديگر سخن حق را نمى شنوند و نشانه هاى بودن او را نمى بينند».[٢]
٢.در برابر آنان كسانى ديگر هستند كه بر اثر فرمان هاى شيطانى، گاهى از ياد خدا بيرون مى روند و به دام خودسرى و گناه مى افتند; ولى چيزى نمى گذرد كه برق ايمان دل هاى كم فروغ آنان را روشن مى سازد و تيرگى به روشنى مبدل مى شود; از اين رو بار ديگر به ياد خدا افتاده و يادآور مى شوند. قرآن در آيه زير به اين حقيقت اشاره مى كند ومى فرمايد:
(إِنَّ الّذينَ اتَّقَوا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ) : «افراد متقى و پرهيزكار اگر دچار وسوسه شيطانى شوند خدا را ياد مى كنند سپس بصير و بينا مى شوند».[٣]
[١] فهرست غرر الحكم، ص ٣٨١.
[٢] بقره/٧.
[٣] اعراف/٢٠١.