منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٤
همگى به خدا منتهى مى گردد ـ انجام نمى پذيرد. و قرآن در مواردى به علل همين افعال، كه جز خدا هستند ولى به فرمان او كار مى كنند تصريح كرده است.
مثلاً قرآن مى گويد: آفريننده و كشنده خدا است، چنان كه مى فرمايد:(وَ هُوَالّذى يُحْيى و َ يُميتُ وَلهُ اخْتِلافُ اللّيل والنَّهارِ ...) :«او است كه زنده مى كند و مى ميراند و شب و روز را جانشين يكديگر مى سازد».[١]
ولى قرآن در آيات ديگر، فرشتگان را وسيله ميراندن معرفى مى كند و مى فرمايد: (... حَتّى إِذا جاءَ أَحدَكُمُ المَوتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلنا ...)(انعام:٦١): «وقتى مرگ كسى فرا رسد فرستادگان ما جان آن ها را اخذ مى كنند(ميراندن)».
بنابر اين، جمع پيام دو آيه اين است كه بگوييم: دست اندر كار اين علل طبيعى ـ اعم از مادى يا غير مادى ـ مانند فرشتگان، به دستور و فرمان خدا است و اين يكى از معارف بلند قرآن است كه از مطالعه آيات فراوان در باره افعال خدا استفاده مى شود. حال اگر كسى كردار الهى را از او جدا بداند وبگويد كه اين كارها به موجودات نورانى ـ چون فرشته و اولياى او ـ واگذار شده و با اين اعتقاد در برابر آنان خضوع كند، به طور مسلم خضوع او عبادت و عمل او رنگ شرك براى خدا خواهد گرفت.
به عبارت ديگر: وى معتقد شود كه خداوند انجام اين كارها را به آن ها داده است وآنان با اختيار تام براى چنين كارهايى برمى خيزند در اين صورت آن ها را مثل و «نِدّ» خدا درآورده است. پس چنين اعتقادى عين شرك است، و هر نوع درخواست و سربرخاك نهادن با چنين باورى، عبادت و پرستش آن ها
[١] مؤمنون/٨٠.