منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٠
نعمت شما مى افزايم واگر كفران نعمت كنيد عذاب من شديد است».[١]
همچنين، در آيه ديگر مى فرمايد:(... وَ مَنْ شَكَرَفَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ...) :«هر كس سپاس گزار باشد نتيجه آن عايد خود او مى گردد».[٢] اين آيات حاكى است كه ميان اين دو، دوستى پا برجايى هست. اكنون بايد ديد علت اين رابطه چيست.
رابطه ميان سپاس و فزونى نعمت در صورتى روشن مى گردد كه بدانيم معنى سپاس در برابر نعمت هاى خدا، غير ازمعنى سپاس در برابر كارهاى نيك بندگان خدا است.
سپاس در برابر نعمت هاى خدا، به معنى تشويق و تقدير از خدا نيست; زيرا تشويق كه ملازم با انفعال روحى در طرف است، در ساحت خدا متصور نيست و بنده خدا كمتر از آن است كه از خدا تقدير كند; بلكه بندگان خدا با سپاس خود، لياقت و شايستگى خود را نسبت به نعمتى كه خدا به بر آنان نهاده است ثابت مى كنند. و افراد لايق و شايسته، پيوسته مستحق دوام فيض خواهند بود و در برابر اين گروه، افراد نالايق و ناشايست هستند; اينان حتى نعمتى كه در كف دارند براى آنان اضافى است تا چه رسد به فزونى آن.
آرى! نتيجه سپاس از نيكوكاران، تشويق آنان به ادامه كارهاى خداپسندانه است. به سان درختى كه با دادن ميوه، باغبان را به خدمت بيشتر دعوت مى كند، وعزم او را راسخ تر مى سازد.
و در هر حال خواه نتيجه سپاس، اثبات لياقت و شايستگى باشد يا تشويق و تقدير، ميان سپاس گزارى و فزونى نعمت، رابطه كاملاً منطقى
[١] ابراهيم/٧.
[٢] نمل/٤٠.