منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٠
طبع سركشى دارند و مزاجشان امر و نهى پذير نيست، بهترين راه سخن گفتن در سرگذشت ديگران است. و بازگويى زندگانى مرگبار اقوام و ملل پيشين كه از جهاتى با مزاج شنونده سازگار است، چون داروى تلخى است كه به صورت قرص همراه با روكشى شيرين به بيماران بد مزاج، داده مى شود. حديث ديگران هرچه هم تلخ و زهرآگين باشد چون درباره ديگران است و لبه تيز آن متوجه شنونده نيست واكنش تندى نخواهد داشت و معنويت داستان در هوش نهان و عقل باطن نفوذ كرده و در نتيجه در انسان وجدانى روشن و ضميرى آگاه پديد مى آورد.
خوشتر آن باشد كه وصف دلبران.
آثار پرورشى داستان هاى قرآن به جهاتى است كه خود قرآن آن را پسنديده:
الف. قهرمانان داستان هاى قرآن مولود خيال و انديشه و پندار كسى نيست كه واقعيت نداشته باشد.
سرگذشت نامه هايى كه امروزه به صورت «داستان» چاپ و منتشر مى گردد اگر هم مضر و گمراه كننده نباشد، بازدهى آموزشى يك سرگذشت صد در صد طبيعى را ندارد; زيرا بيشتر خوانندگان از ساختگى بودن و خيال پردازى ذهن نويسندگان داستان ها، آگاهند. هرچه هم نويسنده «داستان» كوشش كند كه به گفتار خود رنگ طبيعى بخشد و سرگذشت را يك امر واقعى و به دور از دروغ و پندار جلوه دهد، ولى سابقه ذهنى خواننده به اين كه بيشتر آن ها واقعيت ندارند، اثر خود را به جا مى گذارد.
قهرمانان اين نوع داستان ها به فرض اين كه افراد آلوده نباشند، نمى توانند الگوهاى خوبى براى افراد باشند; زيرا انسان باور نمى كند كه همه اين