منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٩
در كتابهاى فقهى از آن ها بحث شده است; ازاين جهت ما در مورد اين نوع پيمان ها گفت وگو نمى كنيم.
٢. قراردادهايى كه دولت اسلامى هنگام نبرد با متجاوزان و پيمان شكنان مى بندد وصلح نامه ها و پيمان هايى كه در اين وقت ها با آنان بسته مى شود، بيشتر مورد توجه قرآن در مسائل مربوط به عهدها و پيمان ها است و گردآورى اين نوع آيات، با نكات بس ارزنده اى همراه است، علاقه مندان مى توانند در اين مورد به تحقيق و بررسى بپردازند.
٣. با اين كه اسلام پيمان شكنى را سخت نكوهش مى كند، در دو مورد شكستن آن را روا مى شمارد:
الف: زمانى كه دشمن پيمان خود را بشكند، حاكم اسلامى هم مى تواند پيمان خود را ناديده بگيرد. قرآن درباره مشركان پيمان شكن مى گويد:
(كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكينَ عَهدٌ عِنْدَاللّهِوعِنْدَ رَسُولِهِ إِلاّالّذينَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِد الحَرامِ فَما اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُتَّقينَ)[١]: «چگونه مى شود مشركان نزد خدا و رسول او پيمانى داشته باشند; مگر آنان كه نزد مسجد الحرام با آنان پيمان بستيد. تا آنان وفادارند شما نيز وفادار باشيد، خداوند پرهيزگاران را دوست دارد».
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) با يهوديان «بنى قينُ قاع» و «بنى قريظه» و ديگر يهوديان يثرب پيمان بسته بود تا روزى كه آنان به پيمان هاى خود وفادار بودند پيامبر نيز پيمان خود را محترم مى شمرد; ولى از روزى كه آنان به پيمان شكنى و آزار مسلمانان و جاسوسى پرداختند، پيامبر نيز پيمان خود را ناديده گرفت. همچنين بود رفتار پيامبر با قريش مكه، آن گاه كه آنان پيمان خود را با كمك به بنى بكر ضد خزاعه
[١] توبه / ٧.