منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٥
روحى و آبرويى بر انسان وارد گردد و ديگر نتواند بسان يك موجود فعال مشغول كار شده، و اطراف خود را روشن سازد.
بزرگ ترين انفاق گر جهان، قلب انسان است، كار او پخش خون به تمام اعضاى بدن و سيراب كردن تمام سلول هاى انسان است، ولى با اين همه، پيوسته مقدارى خون به اندازه نياز حوزه وجود خود نگاه مى دارد، ومقدار اضافى را به سرتاسر بدن پخش مى كند، و اگر در اين راه بيش از حد انفاق كند،از اداره دستگاه بدن باز مى ماند.
امساك و خوددارى از تعاون وكمك، علاوه بر اين كه بر خلاف اصول و سنن آفرينش است، خود موجب هدر رفتن نيروها است، زيرا سرمايه هاى هر موجودى غالباً بيش از نيازهاى آن است، از اين رو بايد نيروهاى اضافى را در اختيار ديگران بگذارد تا هم از هدر رفتن نيروها جلوگيرى گردد، وهم از نيروهاى مقابل استفاده شود.
كسانى كه در جامعه، علم و دانش بيشتر، يا مال و ثروت انبوه ترى دارند، و از مواهب بيشترى برخوردارند مسئوليت بيشترى نسبت به همنوعان خود كه به علم و ثروت آنان نيازمندند، دارند، درست است كه همه اين نعمت ها به ظاهر متعلق به خود آنها است، ولى بايد بدانند خود آنان نيز متعلق به جامعه و وابسته به آن هستند، همه بايد از وجود و مواهب مادى و معنوى آنان بهره مند گردند و استفاده كنند.
كوتاه سخن، انفاق در حدود امكان و به صورت اقتصاد وميانه روى، از اصول عالى اسلام است كه در آيه مورد بحث و د ر آيات ديگر، به آن اشاره شده است. چنان كه مى فرمايد:
(وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً).[١]
[١] اسراء/٢٩.