منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٥
گام بردارند; البته حكومت آن دسته كه از سوى خدا برگزيده شده اند، جدا است.
(اَلّذينَ إِنْ مَكّنَّاهُمْ فِى الأَرضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَللّهِ عاقِبَةُ الامُورِ ):«آنان كه اگر در زمين قدرت مندشان سازيم، نماز را به پا داشته و زكات مى دهند وبه نيكى ها امر كرده و از بدى ها باز مى دارند، سرانجام كارها در دست خدا است».
در اى[١]ن آيه يك بعد از ابعاد عدل حكومتى مطرح گرديده و آن اين است كه حاكم اسلامى بايد با اقامه نماز، پيوند معنوى خود را با خدا حفظ كرده وبا پرداخت زكات، جنبه مردمى خدا را تقويت كند و هدف او ازحكومت اقامه معروف و نيكى و زدودن منكر و بدى ها باشد.
عدل در حكومت، خود نيازمند نگارش يك كتاب است و در اين كوتاه سخن نمى توان بدان پرداخت; از اين جهت دامن بحث را در اين قسمت جمع كرده و به بعد ديگر از مطلق عدل و قسط مى پردازيم.
٢. بعد قانونى قسط وعدل
مقصود از بعد قانونى عدالت اين است كه هنگام نوشتن قانون، مصالح و منافع همگان و خواسته هاى فطرى و واقعى جامعه در نظر گرفته شود و براى هيچ طبقه اى در شرايط متساوى امتيازى قائل نشود و تمام افراد در برابر قانون مساوى و برابر باشند و پيوسته رواديدهاى پيامبر مورد نظر باشد كه فرمود:«الناس كأسنان المشط سواء; مردم بسان دندانه هاى شانه با يك ديگر مساوى مى باشند و تبعيضى در ميان آنان نيست».[٢]
[١] حج/٤١.
[٢] الفقيه،ص ٤٥١.