منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٠
باشد».[١]
كوتاه سخن اين كه: واژه «قسط» چون «تقسيط» به معنى «تسهيم» يعنى سهم و نصيب بندى است; مشروط بر اين كه در تعيين حصه، عدالت رعايت شود.
تا اين جا روشن شد كه هرگاه اين دو لفظ كنار هم به كار روند، مقصود از قسط هميشه يا بيشتر همان عدل اقتصادى به كار رفته; يعنى عدل در اموال و حقوق خواهد بود.
هنگام آن رسيده درباره حالت دوم; يعنى همان حالت تنهايى لفظ قسط بحث كنيم.
برخى مدعى هستند كه قسط در همه جاى قرآن واسلام به معنى قسط اقتصادى است و تمام پيامبران براى ايجاد چنين هدفى برگزيده شده اند.
اين سخن را اگر كنار آيات بگذاريم مى توان پذيرفت; مثلاً در آيات مربوط به اداى حق كيل و وزن، كلمه قسط به كار رفته است نه عدل. از اين دست است:
(... وَ أَوفُوا الكَيْل وَالمِيزانَ بِالْقِسْطِ ...):«پيمانه و وزن را با رعايت عدالت بپردازيد».[٢]
شعيب وقتى قوم خود را به عدالت اقتصادى دعوت مى كند، لفظ «قسط» به كار مى برد وچنين مى گويد:
(وَ يا قَوْمِ أَوفُوا المِكْيالَ وَالْمِيزانَ بِالقِسْطِ ...) : «اى قوم من، حق
[١] الفروق، ماده قسط.
[٢] انعام/١٥٢.