منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢
در صورت ديگر، پرستش طرف، و عين شرك و دوگانه پرستى به شمار مى آيد.
مثلاً سجده فرشتگان بر آدم، عملى است كه اگر به عنوان اينكه آدم بنده برگزيده خدا است، انجام گيرد، نوعى تكريم او محسوب مى شود، و با اصول توحيد كاملاً سازگار مى باشد، ولى اگر همان عمل به عنوان اينكه آدم، خدا، ويا مصدر كارهاى خدايى است، انجام گيرد، پرستش او محسوب مى شود، وبا اصول توحيد در تضاد مى باشد.
در مسأله صدق پرستش و يا عدم آن، بود و نبود امر الهى مؤثر نيست، امر الهى، در مسأله «بدعت» مى تواند مؤثر باشد، هرگاه كارى را كه به عنوان كار دينى انجام مى دهيم، توأم با امر الهى باشد، جزء شريعت خواهد بود و در غير اين صورت بدعت به شمار مى رود.
كسانى كه تصور مى كنند، امر الهى در نفى صدق «عبادت» مؤثر است، آن را با بدعت يكسان گرفته اند امر الهى، به عمل رنگ سنت بخشيده و آن را از حيطه «بدعت» بيرون مى سازد در حالى كه امر الهى در مورد «عبادت غير خدا» آن را از حيطه شرك و دوگانه پرستى خارج نمى سازد.
در ميان دانشمندان سخنى است كه مى گويند: «القاعدةُ العقليةُ لا تُخَصّص» قاعده كلى عقلى قابل كوچك كردن نيست و هرگز نمى توان برخى افراد قانون را از مجموعه عقلى آن خارج ساخت.
هرگاه عقل مى گويد: هر معلولى به علت نياز دارد، يا سه زاويه مثلث مساوى با دو زاويه قائمه است، يا مساحت دايره مساوى است با ضرب مجذور شعاع در عدد پى ١٤/٣، هرگز نمى توان گفت حركت الكترون ها بر مدار خود در برخى از شرايط بى علت است. اگر يك فيزيك دان اين سخن را