منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٥
زورگويان دوران ها است، دورى جوييم.
سيه دلان و تيره بختانى كه در زندگى خود سرچشمه زشتى ها بودند، پيوسته چاپلوسان بيمايه را دور خود گرد مى آوردند كه ثناگويان آنان باشند تا ناپسندى هاى آنان را بپوشانند. و اين گروه پيوسته مورد نفرت قرآن است; چون:
(لا تَحْسَبَنَّ الّذينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَة مِنَ العَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ):« آنان را كه به كارهاى زشت خود خوشحالند، و دوست دارند كه مردم آنها را با كارهاى خوبى كه هرگز انجام نداده اند ستايش كنند ـ اين گروه را ـ نجات يافته از عذاب مپندار; براى آنان عذاب دردناكى هست».[١]
در طول تاريخ تمام طاغوت هاى زمان و شاهنشاهان دوران، القاب زيادى را با خود يدك مى كشيدند و همگى، خود را عدالت گستر و رعيت پرور و گاه نيز كلب آستان معصومان نيز مى خواندند. و برخى سرايندگان و نويسندگان متملق وشايد گويندگان چاپلوس، بر القاب آسمانى آنها صحه مى گذاردند; ولى چيزى كه در بساط زندگى آنان وجود نداشت مسئله عدالت و رعيت پرورى بود. پيامبر گرامى در باره اين ثناگويان وچاپلوسان فرمود:«احثوا التراب فى وجوه المداحين;خاك بر صورت مداحان بى شخصيت و چاپلوسان دروغ آفرين بپاشيد».[٢]
تا اين جا، دو مرحله از مراحل سپاس روشن گرديد. اكنون به توضيح
[١] آل عمران/١٨٨.
[٢] بحار الأنوار، ج٧٣/٢٩٤.