منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٩
تصادف به اين معنى مورد نظر مادى گراهاى جهان است، آنان مى گويند: ماده جهان بر اثر انفجار، وپس از يك سلسله فعل وانفعال هاى بى شمار، به اين شكل در آمده و نظم و نظامى پيدا كرده است و از اجتماع آن نظم هاى كوچك، چنين نظم شگفت انگيزى پديدار شد. بنابر اين، نظام جهان بدون علت نيست به طور مسلم علتى دارد امّا نه علتى آگاه و بيدار وحساب گر.
حال آيا يك چنين تصادفى مى تواند سرچشمه چنين نظم نوين و شگفت انگيزى باشد يا نه! اكنون براى ما مطرح نيست; ولى به طور اجمال يادآور مى شويم كه برخوردهاى بى شمار نمى تواند يك ميلياردم نظم كنونى را به وجود آورد.
آرى! گاهى ممكن است صخره اى در مسير رودخانه پس از برخوردهاى فراوان به اين سو و آن سو، آن چنان سايشى صورت گيرد كه روزى پيكرى به شكل انسانى در آيد; امّا هرگز انفجار ماده; هرچند به خاطر يك رشته علل طبيعى درونى باشد، نمى تواند آفريننده چنين نظم شگفت انگيزى باشد. نظامى كه بررسى هرگوشه كوچكى از آن ، نياز به تخصص دارد.
فرضيه داروين كه تكامل انسان را مطرح مى كند و مى گويد: يك پديده اسفنجى با پشت سر گذاشتن دوران هايى طولانى از نوعى به نوعى سرانجام به صورت انسان در آمده است بر فرض صحت،نمى تواند تكامل انسان را فقط با علل طبيعى نا آگاه تفسير كند، بلكه بر اين تكامل كه به صورت زنجيرى تصور شده است، بايد علتى آگاه و آفريننده اى دانا و نظارت گرى توانا داشته باشد، تا آن را رهبرى كند.
در هر حال خواه توجيه مادى ها نسبت به نظام جهان و يا فرضيه داروين در مورد انسان از طريق علل طبيعى ناآگاه صحيح باشد يا نباشد، يكى از