منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٥
در منطقه خود مى ديدند. و يا از ترس اين كه در آينده دچار فقر گردند، فرزندان خود را زنده به گور مى كردند; ولى اكنون به دلايل بى پايه تر از انجام آن باكى ندارند.
قرآن مجيد در دو مورد به اين انگيزه اشاره مى كند:
(... وَلا تَقْتُلُوا أَولادَكُمْ مِنْ إِمْلاق نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيّاهُمْ ...):«فرزندان خود را براى قحطى و گرسنگى نكشيد، ما آنان و شما را روزى مى دهيم».
اين آيه [١]مى رساند كه آنان فرزندان خود را به هنگام قحطى مى كشتند;ولى آيه ديگر بدگمانى شان به فقر را ناشى از اين پديده ناپسند مى داند:
(وَلا تَقْتُلُوا أَولادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاق ...):«فرزندان خود را به خاطر ترس از قحطى نكشيد».[٢]
تفاوتى كه عرب جاهلى با طرف داران سقط جنين امروز داشت اين بود كه، عرب ها به دليل ناآگاهى از علم و دانش و نداشتن مشكلى به نام رشد جمعيت و آهنگ سريع آن مخصوصاً با توجه به اين كه افزايش، افزايش تصاعدى است نمى توانستند بهانه اى به نام تعديل و مهار رشد فزونى جمعيت را در گفت وگوهاى خويش بگنجانند; ازاين رو ناگزير بودند، تنها نادارى را پيش بكشند.
ولى بشر امروز در اثر آگاهى از رشد اقتصادى و بهداشت بين المللى، كار خود را موجه و عوام پسند مى نمايد و مى افزايد: آهنگ رشد جمعيت، از رشد اقتصادى و درآمد مواد غذايى سريع تر است; بنابر اين چاره اى جز مهار جمعيت ـ ولو از طريق سقط جنين و جز آن ـ نيست!
[١] انعام/١٥١.
[٢] اسراء/٣١.