منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨١
از مرد و زنى آفريديم و شماها را به صورت ملت ها و قبيله ها قرار داديم تا همديگر را بشناسيد(نه اين كه به وسيله مليت ها و قوميت ها بر همديگر فخر بفروشيد) گرامى ترين شما نزد خداوند با تقو اترين شما است».[١]
در اين آيه به فلسفه خلقت و اين كه چرا انسان ها به صورت مليت ها و قبيله هاى گوناگون خلق شده اند، اشاره شده است. و آن اين است كه اگر خلقت انسان به غير اين صورت بود، شناسايى، كه زيربناى يك زندگى اجتماعى است امكان پذير نبود; زيرا در اين صورت، همه افراد چون كالاهاى مشابه يك كارخانه بودند كه هرگز قابل بازشناسى نبودند.
از اين كه در خلقت انسان طرحى به نام مليت ها و قبيله ها ريخته شده آن هم به خاطر شناسايى يكديگر بود; زيرا :(وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائلَ لِتَعارَفُوا)مى توان گفت: زندگى اجتماعى، آرمان دومى براى چنين طرح مى باشد.
به عبارت ديگر: هرگاه اختلاف در مليت ها و قبيله ها، مقدمه شناسايى افراد باشد و بازشناسى مقدمه يك زندگى اجتماعى شمرده شود، قهراً در طرح خلقت، زندگى اجتماعى به صورت آرمانى نهايى خلقت بوده است. و از روز نخست، با در نظر گرفتن چنين پايانى، آفرينش انسان طرح ريزى شده است، و اين همان است كه مى گويند: زندگى دسته جمعى، مقتضاى فطرت و آفرينش انسان مى باشد.
ب. (وَ هُوَ الّذى خَلَقَ مِنَ الماءِ بَشراً فَجَعَلَهُ نَسباً وَ صِهراً وكانَ ربّكَ قديراً):«او است كه از آب، انسان آفريد و در ميان افراد انسان پيوندهاى نسبى و رابطه هاى سببى (خويشاوندى دامادى) قرار داد و پروردگار تو قادر و توانا است».[٢]
[١] حجرات/١٣.
[٢] فرقان/٥٤.