منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٢
اين آيه پيوند خويشاوندى نسبى و سببى را كه طرحى است در متن خلقت اشاره دارد وبراى همين جهت، پس از بيان آفرينش انسان با جمله «خلق» ، مسئله خويشاوندى را با حرف «فا» بر خلقت بشر عطف مى كند و مى فرمايد:(فَجَعله نَسباً وصِهراً) هرگاه پيوند خويشاوندى در طرح خلقت منظور باشد، قهراً زندگى اجتماعى نيز در نظر گرفته شد; زيرا روابط سببى و نسبى مايه پيوند افراد و تشكل اجتماعات است و زندگى اجتماعى مفهومى جز اين ندارد.
ج. (أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ فِى الَحياةِ الدُّنيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوقَ بَعض دَرجات لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعضاً سُخْرِيّـاً وَ رَحمتُ ربِّكَ خيرٌ مِمّا يَجْمَعُونَ) :«آيا آن ها رحمت پروردگار تو را قسمت مى كنند، ما مايه هاى معيشت را ميان آنان در زندگى دنيا تقسيم كرده ايم و برخى را بر برخى ديگر ـ از نظر امكانات و استعدادهاـ برترى بخشيده ايم تا برخى، برخى ديگر را به صورت متقابل!!! تسخير كنند و در نتيجه همه مسخر همديگر شوند و رحمت پروردگار تو از آن چه كه آنها گرد مى آورند بهتر است».[١]
از آن جا كه مفاد آيه براى گروهى پنهان مانده است و تصور شده كه اسلام طرفدار تسخير گروهى به وسيله گروهى و طايفه اى به وسيله طايفه اى است، لازم مى دانيم پيش از اين كه ببينيم چه رابطه اى بين آيه وبحث ما هست، معنى واژه «تسخير» روشن گردد:
جا دارد در آغاز، ابهامى را كه در نظر برخى، در جمله هاى آيه موجود است، برطرف سازيم و براى روشن شدن مجموع مفاد آيه، جمله هاى حساس
[١] زخرف/٣٢.