منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٢
دادن محرمات و حتى مكروهات در مكتب سالكان و پويندگان راه حق، پايين ترين نمونه كفران نعمت است; هرچند مؤاخذه اى بر مكروهات مترتب نيست.
٣. به جا آوردن سپاس به صورت كامل براى احدى مقدورنيست; زيرا انجام آن براى هر نعمتى به كمك نعمتى ديگر انجام مى گيرد كه خود آن نيز به شكر و سپاسى نيازمند است. و به قول سعدى «منت خداى را عزّ وجلّ كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزيد نعمت; هر نفسى كه فرو مى رود ممدّ حيات است و چون بر مى آيد مفرّح ذات; پس در هر نفسى دو نعمت موجود و بر هر نعمتى شكرى واجب».
از دست و زبان كه برآيــد *** كز عهده شكرش به در آيد
در روايات اسلامى نيز به اين مطلب تصريح شده است.
مقام شاكرين
از گفتار خدا و معصومان(عليهم السلام) برمى آيد كه سپاس گزاران داراى مقام و منزلتى هستند كه پيوسته اولياى الهى از خداوند بزرگ درخواست مى كردند كه آنان را به جرگه «شاكران» درآورد و از ملاحظه آياتى كه در آن دستور داده شده كه انسان از «شاكران» باشد، اين مطلب به روشنى استفاده مى شود; مانند:(... وَكُنْ مِنَ الشّاكِرينَ) «از سپاسگزاران باش» [١].(أَليسَ اللّهُ بأَعْلَمَ بالشّاكرينَ): «آيا خدا از شكرگزاران آگاه نيست» [٢].
[١] زمر/٦٦.
[٢] انعام/٥٣.