منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٦
مرحله سوم مى پردازيم:
تجسم شكر در لباس عمل
اگر شناسايى نعمت و شناخت قلبى از مقام و موقعيت كار نيك و كننده آن درجه اى از سپاس حساب مى شود، و اگر اعتراف به مقام و موقعيت بخشش و بخشنده، درجه دومى از سپاس به شمار مى رود، بهره گيرى از آن از راه مشروعى كه بخشش ها براى آن آفريده شده و رضاى بخشنده نيز در آن نهفته است، تجسم آن شناخت قلبى و زبانى، در قالب عمل است. و اين يكى از درجات بسيار مهم سپاس است كه غالباً از آن غفلت مى شود.
اگر برخى، سپاس را با جمله:«الثناءُ على الجميل الاختيارى»; سپاس تمجيد زبانى است بر كار نيكى كه فردى با كمال آزادى آن را انجام داده است» يا با جمله هاى قريب به اين مضمون تفسير كرده اند، درحقيقت به يك درجه از درجات سپاس اشاره نموده اند; در حالى كه حقيقت شكر نه منحصر به شناخت قلبى و نه منحصر به اعتراف زبانى است.
اگر پيامبر گرامى فرمود:«لِيَتَّخِذَ أحدُكُم لِساناً ذاكراً و قَلْباً شاكِراً; هر يك از شماها زبان سپاسگزار وقلب شاكر داشته باشد».[١] هدف، بيان درجاتى از مراتب سپاس بود; در حالى كه براى سپاس درجه سومى وجود دارد، كه حقيقت سپاس به وسيله آن زنده مى گردد و آن را دانشمندان چنين تعريف مى كنند: «صرفُ النعمةِ في محلّها»;نعمت را در محل مناسب خود مصرف كردن است».
گويى واقعيت سپاس و تشكر از فرد نيكوكار همين است و بس. و
[١] المحجة البيضاء، ج٧، ص ١٤٣.