منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٩
(وَ الّذينَ لا يَدعُونَ مَعَ اللّهِ إِلهاً آخَرَ ...):«كسانى كه با خدا، خداى ديگرى را نمى خوانند (پرستش نمى كنند)».
دليلى كه مى گويد دعوت مشركان همراه با اعتقاد به الوهيت بت هاى شان بوده است، آيه هاى زير است:(وَاتّخَذوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزّاً) :«جز خدا خدايانى را پذيرفته اند كه مايه عزت آنان باشند».[١]
(... أئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخرى ... )(انعام: ١٩):«آيا شما گواهى مى دهيد كه با خدا، خدايان ديگرى هست؟».
(وَ إِذْقالَ إِبْراهيمُ لاَِبيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً ...) (انعام: ٧٤):«وقتى ابراهيم به پدر خود گفت: آيا خدايانى از بت ها اتخاذ مى كنى؟».
با مراجعه به آياتى كه مسئله شرك بت پرستان در آن ها گفت وگو شده است اين حقيقت به خوبى روشن مى گردد كه شرك بت پرستان معلول اين بوده كه به الوهيت معبودهاى خود معتقد بوده اند و آنها را كه مخلوق خدا بودند، خداگونه هايى مى دانستند كه برخى از كارهاى خداى بزرگ به آنان سپرده شده است و به همين علت آن ها را بايد پرستيد.
به خاطر همين، اعتقاد به الوهيت و خدايى آنان بود كه هرگاه به خداى يگانه دعوت مى شدند، بر او كفر مىورزيدند و اگر براى او شريكى قرار داده مى شد، به او ايمان مى آوردند، چنان كه اين مضمون در آيه زير وارد شده است:
(ذلِكُمْ بانّه إِذا دُعِى اللّهُ وحدهُ كَفَرْتُمْ وَ اِنْ يُشرَك بِهِ تُؤْمنوا فَالحُكْمُ للّهِالعلِىّ الكبيرِ) :«اين هم بدان روى است كه هروقت خدا به تنهايى خوانده
[١] مريم/٨١.