منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٠
كرد كه يك نفر با دست خود آب مى نوشد، آن ظرف را هم شكست و يا بدور انداخت.
در برابر اين گروه، گروه ديگرى هستند كه در بهره بردارى از لذايذ جهان، به هيچ قيد وشرطى پاى بند نبوده، وخوشبختى را در لذايذ مادى مى دانند، اين گروه همان «اگزيها» هستند كه هر نوع مانع را در راه التذاذهاى نفسانى، محكوم مى كنند.
«اگزيستانسياليسم» مكتبى است كه براى كوبيدن قيدهاى عقلى و اجتماعى، وشكستن بندها و سيل بندها و اشباع غرايز به طور مطلق پديد آمده است، وگروهى ديوانهوار دنبال آن مى روند.
پيروان هر دو مكتب «كلبيسم » و «اگزيستانسياليسم» يك بعد از ابعاد روحى انسان را مورد مطالعه قرار داده و از ابعاد ديگر كاملاً بى خبر هستند در صورتى كه سعادت انسان در اين است كه به تمام جنبه هاى او توجه گردد. نه به يك جنبه.
روح و روان در تكامل و سير سعادتى خود، از بدن و تن بى نياز نيست و اهمال اين بخش، مايه توقف سير تكامل روحى انسانى است، از اين جهت رهبانيت و ترك دنيا، و زندگى در بيغوله ها و دل كوه ها وشكاف درختان و ميان خم، شديداً ممنوع شمرده شده است.
همچنان كه بدن و تن مقدمه تكامل روح و لباس روان است توجه كامل به مقدمه و غفلت از هدف خلقت، مايه سقوط در دره مهيب بدبختى است.
تعليمات راستين و استوار، آن است كه بر اساس خلقت و آفرينش متكى بوده و سر سوزن از آن پا فراتر نگذارد كه فلاسفه واقع بين جهان، مانند ارسطو و حكماى اسلامى تعاليم خود را روى آن بنا كرده اند.