منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٦
موميايى رهبران بزرگ جهان كه مورد علاقه گروهى است، مى شتابند يا براى ديدن آثار وخانه و كاشانه آن ها مى روند و براى گرامى داشتن آنان چند دقيقه سكوت كرده و مراسمى را برپا مى كنند، عبادت و بندگى به حساب نمى آيد;گرچه اظهار علاقه آنان به اندازه خضوع خداپرستان در مقابل خدا باشد. در اين بحث تنها وجدان هاى بيدار مى توانند قاضى و داور باشند تا بزرگ داشتن را از عبادت و پرستش جدا سازند.
حال اگر بنا باشد لفظ عبادت را به صورت منطقى تعريف كرده و تجزيه و تحليل نماييم، مى توانيم آن را به سه گونه زير تعريف كنيم در حاليكه هر تعريف هدف مشتركى را تعقيب مى كند.
١ـ تعريف عبادت [١]:
«عبادت» خضوع عملى، لفظى يا زبانى است كه از اعتقاد به الوهيت طرف سرچشمه مى گيرد، از اين رو بايد ديد «الوهيت» چيست؟ نقطه درخور توجه بحث اين است كه معنى الوهيت را دقيقاً دريابيم. الوهيت به معنى خدايى و «اله» به معنى خدا است. اگر احياناً «اله» به معبود تفسير شده است تفسير به لازم آن است نه اين كه معبود، معنى واقعى آن است; زيرا از آن جا كه اله حقيقى و يا آلهه هاى خيالى درميان ملل جهان، معبود و مورد پرستش
[١] نكته قابل توجه در اين تعريف اين است كه با معنى واقعى «اله» و «الوهيت» آشنا شويم. اله به معنى خدا است ـ نه معبود ـ اعم از خداى بزرگ يا كوچك، يا خداى واقعى يا خيالى و هدف از جمله «لا إله إلاّ اللّه» ، نفى هر نوع الوهيت به هر شكل و صورتى مى باشد ـ ولو به اين شكل كه غير خداى را هرچند مخلوق باشد، مالك مقام شفاعت و مغفرت بينديشم ـ و يكى از اشتباهات بزرگ در سخنان جمعى اين است كه تصور كرده اند كه «اله» به معنى معبود مى باشد.